چرا انیمه «بلیچ» دیگر قدیمی شده است؟

خرید بک لینک

10. بسیاری از کمان های شخصیت بی معنی هستند

انیمه "بلیچ" از کمان های زیادی رنج می برد که به جایی نمی رسد. وقتی طرفداران انیمه پای انیمه ای مثل «بلیچ» می نشینند، از همان قسمت های ابتدایی نمی توانند حدس بزنند که کدام شخصیت بهترین آرک را خواهد داشت و کدامیک نه. به عنوان مثال، شخصیت چاد به تدریج تبدیل به بهترین دوست و مورد اعتماد ایچیگو می شود. تماشای قوی تر و سخت تر شدن او، در حالی که از خود واقعی اش دور نمی شود، یکی از بهترین قوس های چاد بود.

اما آرک «بلیچ» این شخصیت را فراموش کرد و انیمه دیگر از توانایی های او برای پیشبرد داستان استفاده نکرد. اگر به «بلیچ» برگردید و قسمت های آن را دوباره تماشا کنید، نمی توانید چشمانتان را روی صحنه های بدون شخصیت چاد ببندید. چون میدونی انیمه با این صحنه ها وقتت رو تلف میکنه و در نهایت کل قوس چاد بی معنیه.

اوریهیم اینو را نیز داریم که داستان در ابتدا شخصیتی مهربان اما شکننده را به تصویر می کشد که به ایچیگو نیاز دارد تا از او مراقبت کند. قدرت Orihime، Soten no Shunrei، به او اجازه می دهد تا حملات را مسدود کند.

در ابتدای انیمه پتانسیل بالایی برای توسعه و دگرگونی این شخصیت وجود دارد. مانند او یاد می گیرد که بجنگد و از قدرت های خود به طور تهاجمی استفاده کند. با این حال، اگر به عقب برگردید و از زاویه دیگری به قوس شخصیت او نگاه کنید، خواهید دید که توسعه شخصیت او متوقف شده است. در بسیاری از قسمت ها، اوریهیم به سادگی ربوده می شود یا به کسی نیاز دارد که او را نجات دهد. قدرت هایی که او به دست آورده بی فایده به نظر می رسد. به خصوص که گویی برای آنها تلاشی نکرده و یا حداقل تلاشش ثمربخش نبوده است.

انیمه بلیچ اپیزودهای پرکننده زیادی هم دارد که فقط برای پرکردن زمان هستند و داستان آنها را هم در مانگا پیدا نمی کنید. اگرچه «بلیچ» هرازگاهی شخصیت های فرعی با توانایی های جالب را در این اپیزودها معرفی می کند، اما دیگر به شخصیت های آن ها تبدیل نمی شود و این شخصیت ها پس از قوس خود فراموش می شوند.

کمان Shusuke Amagai یکی از نمونه های آن است. او رابطه پیچیده ای با ایچیگو دارد و گذشته اسرارآمیز او شوسوکه را به یکی از جذاب ترین شخصیت های داستان تبدیل می کند. اما قوس او به این گذشته جذاب نمی پردازد و توسعه رابطه او با ایچیگو نیمه کاره باقی می ماند.

9. زمان زیادی طول می کشد تا داستان اصلی انیمه «بلیچ» آغاز شود
اولین آرک داستانی انیمه «بلیچ»، آرک «مامور شینیگامی» (مامور شینیگامی) است که با جنبه های ایسکای و ماجراهای او به ویژه شکار هیولاها، نقش مهمی در داستان انیمه ایفا می کند. با این حال، این قوس در مقایسه با قوس Soul Society که داستان مفصلی دارد، بی معنی است. بنابراین، اگر به قسمت های ابتدایی انیمه برگردید، خواهید دید که موتور داستان زمان زیادی می برد تا گرم شود و در نهایت بلند شود.

این قسمت های اولیه انیمه دائماً مونتاژهای تکراری آموزش را نشان می دهند و فلش بک های زیادی وجود دارد که داستان و جهان سازی Bleach به آن بستگی دارد. بسیاری از مفاهیم در این بخش گنجانده شده است. مانند Shinigami، Soul Society، Zanpakutō که نیاز به توضیحات طولانی دارند. اما این رویکرد جریان داستان را پرتاب می کند و خسته کننده می شود. آن هم درست در ابتدای داستان؛ به همین دلیل است که تماشای «بلیچ» برای مخاطبانی که به دنبال یک انیمه پرسرعت هستند به یک کار طاقت فرسا تبدیل می شود.

ایچیگو برای تسلط بر قدرت های شینیگامی خود چندین دوره آموزشی را پشت سر می گذارد. اگرچه این صحنه ها برای نشان دادن قوس ایچیگو ضروری هستند، اما وقتی در ابتدای انیمه قرار می گیرند، تکراری می شوند و بیننده را خسته می کنند. به خصوص که اغلب از دیالوگ ها و شوخی های مشابه استفاده می کنند.

اگر برای اولین بار است که Bleach را تماشا می کنید، ممکن است فکر نکنید که داستان ابتدای انیمه کار نمی کند. اما اکنون طرفداران می دانند که بلیچ برای شکار در کاراکورا نیست. اما برای شروع داستان باید حداقل بیست قسمت صبر کرد که ممکن است صبر بینندگان را محک بزند و برای طرفداران انیمه که قبلاً به سبک داستان نویسی سریع و مدرن عادت کرده اند سردرد بیاورد.

8. شخصیت چیزورو هونشو به خوبی توسعه نیافته است

چیزورو هونشو یکی از آن شخصیت های بلیچ است که به خوبی پیر شده است. چیزورو یکی از جزئی ترین شخصیت های فرعی در اولین آرک بود. او همکلاسی ایچیگو و اوریهیم است که رشد شخصیتی چندانی ندارد. با این تفاوت که او Orihime را بسیار دوست دارد. تا جایی که قوس او به سمت داستان های یاندره می رود و حتی مورد تمسخر قرار می گیرد.

وقتی طرفداران انیمه امروز می نشینند و این قسمت های «بلیچ» را تماشا می کنند، به سرعت متوجه می شوند که چیزی در مورد این شخصیت لنگ است و معنایی ندارد. علاقه Chizuru به Orihime غیرقابل انکار است، اما نحوه به تصویر کشیدن آن گاهی اوقات فراتر می رود. محبت او اغراق آمیز است و نه تنها سطحی به نظر می رسد، بلکه با کلیشه های منفی چنین شخصیت هایی که به روز هستند، همخوانی دارد. تمرکز بیش از حد او بر ظاهر و جذابیت های فیزیکی، چیهیرو را به شخصیتی سطحی تبدیل کرد که پیچیدگی احساسات یا دوستی اش با اوهیریمه را نادیده می گیرد.

15 شخصیت قدرتمند انیمه از ضعیف ترین تا قوی ترین
چیزیرو در ابتدا فقط نقش کمدی را برای داستان «بلیچ» بازی می کرد و هر بار که روی صحنه می آمد با شوخی ها و شوخی های خاص چیزیرو برابری می کرد. اما این امر چیزیرو را نیز به شخصیتی تک بعدی تبدیل می کند که هیچ انگیزه ای برای توسعه شخصیت خود خارج از جنبه کمیک ندارد.

اگرچه شخصیت چیزورو در آرک های بعدی انیمه خود را کنار می کشد و به یکی از شخصیت های شهروند تبدیل می شود، اما این دلیل کافی برای توجیه ضعف این شخصیت نیست. درست است که اپیزودهای پرکننده اغلب توسط طرفداران انیمه نادیده گرفته می شوند، اما فرصتی را برای شخصیت های ثانویه فراهم می کنند تا آرک های شخصیتی جالبی را توسعه دهند. اما شخصیت چیزیرو به سرعت از بین می رود و وارد حوزه کلیشه ها می شود. ایرادی که باعث شد جز جنبه های منفی چیز دیگری از این شخصیت در ذهن ما باقی نماند.

7. انیمه «بلیچ» جریان کندی دارد
اگر انیمه شونن امروزی را با بهترین انیمه شونن ده سال پیش مقایسه کنید، می بینید که روند و سرعت آن ها بسیار سریعتر شده است. اپیزودهای دیگر فشرده تر از همیشه هستند تا بتوانند در کمترین زمان بیشترین داستان و محتوا را شامل شوند و جریان داستان برای مدت طولانی بالا بماند. می توان گفت امروزه طرفداران انیمه در انتخاب و تماشای هر انیمه ای که می خواهند آزادند و با افزایش تعداد گزینه ها، فرصت دیدن همه آنها کمتر می شود. بنابراین، بینندگان فرصتی برای نشستن و دنبال کردن یک جریان آهسته ندارند، که اغلب توسط قسمت های پرکننده غیر قابل تحمل تر می شود.

هر سه انیمه اصلی shounen Bleach، Naruto و One Piece از این مشکل رنج می برند. آن ها برای حفظ سیستم پخش هفتگی، قسمت های زیادی را صرف فیلر می کنند. البته آرک آخر «بلیچ» نسبت به گذشته بهتر شده و داستان سرعت بهتری دارد.

اگرچه داستان اصلی «بلیچ» بسیار طولانی است و برای ساختن جهان آنطور که باید و شاید برای بینندگان به اپیزودهای زیادی نیاز دارد، اما به یقین می توان گفت که «بلیچ» در مقایسه با دو انیمه بزرگ شونن دیگر، بیش از بقیه اپیزودهای پرکننده وابسته هستند و این همه داستان سرایی می توانست در نیمی از این قسمت ها گنجانده شود و نه محتوا و نه جریان داستان از بین برود.

لازمه این کار حذف دیالوگ های بدون شخصیت، قطع صحنه های اکشن و درگیری های طولانی، پرهیز از بازگشت های متعدد و فلاش بک ها و کوتاه کردن فریم های واکنش مردم به هر حرکت و کنش شخصیت ها بود.

خوشبختانه، انیمه های مدرن shounen می دانند با داستان های طولانی چه کنند و Demon Slayer و Jujutsu Kaisen در این زمینه نسبت به Bleach دست بالا را دارند. همانطور که قبلا توضیح دادیم، "بلیچ" زمان زیادی را صرف معرفی و توضیح دنیای خود می کند و به شدت بر صحنه های فلاش بک متکی است. اما این داستان نویسی خسته کننده از همان قسمت های ابتدایی وارد بازی می شود و تماشای «بلیچ» را در زمان حال دشوار می کند.

"One Piece"، "Bleach" و "Naruto"؛ این سه انیمه معروف کی تمام می شوند؟
یکی دیگر از اشکالات جریان "بلیچ" استفاده گسترده آن از قوس های پرکننده است. اگرچه خط اصلی داستان «بلیچ» به اندازه کافی جذاب است، اما ناگهان داستان در مسیری کاملاً متفاوت پیش می رود و نه تنها لحن انیمه را تغییر می دهد، بلکه جریان اصلی داستان را نیز از دست می دهد. فرض کنید در حال تماشای یک انیمه جالب هستید و می خواهید ببینید چه اتفاقی برای شخصیت های آن می افتد. اما ناگهان داستان برای ده ها قسمت مسیر متفاوتی را طی می کند و شخصیت هایی را معرفی می کند که می دانید بعد از این هیچ نقشی در پیشرفت داستان نخواهند داشت.

این رفت و آمد مداوم بین آرک و جریان اصلی یکی از دلایل اصلی مشکلات جریان و سرعت بلیچ است که انیمه را از مسیر رقابت با انیمه های مدرن مانند "Demon Slayer" خارج می کند. در مقایسه، «دیو کش» داستان فشرده ای در اولویت ها دارد.

آرک ها به خودی خود چیز بدی نیستند و اهداف و انگیزه های شخصیت ها را بیشتر به روی بیننده باز می کنند. در "Demon Slayer"، هر قوس بر روی nex ایجاد می شود

فیلم نیوز...

ما را در سایت فیلم نیوز دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: filmnews بازدید: 12 تاريخ: چهارشنبه 7 شهريور 1403 ساعت: 14:05

صفحه بندی